آرامش وصف ناشدنی

  •  

زندگی

زندگی را برایم معنا کن:

 

زندگی با هم بودن است یا بی هم بودن،عاشقانه زیستن است یا عاشقانه سوختن،

قصه ی جاودانه است یا قصه ی غصه ها،زندگی در آغوش هم بودن است یا در آغوش تنهایی بودن ،زندگی آن ماهی بیرنگ است یا آن دریای زلال

برایم معنا کن

چون بی تو بودن را دوست ندارم ،سردی وتنهایی را دوست ندارم

اصلاْزندگی چیست؟

شایدآن آشیست که تو برایم پختی به هر حال درد من تویی تو...

مرا ببخش از من بگذر همیشه بی تاب توام...

نمیدانم تو میدانی هنوز برای نوشتن وقت است فقط برای تو ...

زندگی بدون تو بی معناست  معنای زندگی ماییم،بودنمان کنار هم در این شبها تو آن را از ما دریغ کردی...

خلاصه نمیدانم از چه بنویسم ازخودم از تو از شب وروز و ماه و خورشیدوفلک از هر چه بگوییم آخرش تویی تو ...

از روز خستگیت را،ازشب تنهاییت را،از ماه دیدنت را،از لاله بگویم سرخی اش تویی ،از باد بگویم سرعتش تویی،ازخودم بگویم در چهره ام نمایانگری ...

باشد که روزی در کنار هم باشیم همیشه منتظرت میمانم...

منتظر آن آغوش گرمت وآرامشی که از کنار تو بودن نصیبم می شود

آرامشی وصف نا شدنی...


به امید دیدار مجدد

 "بهار"

/ 0 نظر / 15 بازدید